• او را استاد ميگوييم زيرا ؛
- استادانه نقشه زندگي متعالي را در ذهن و قلب مان حك كرده است. زندگي متعالي ، انديشه متعالي است، گفتار و كردار متعالي است. خداگرايي و خدا عاشقي است.
- استادانه پيله شرطي شدگي ها و قضاوتها و بدبيني ها را از هم دريد. او ما را از سرگشتگي بين عرفانهاي شرق و غرب رهانيد و به سوي اصل عرفان ناب، قرآن مجيد و اسلام ناب محمدي برگرداند وچه استادانه چنين كرد. عجبا كه حالا متهم به عكس آن ميشود! وقتي ابن زياد حرام زاده، امام حسين(ع) را دروغگوي دروغ زاده مينامد و يزيد هميشه ملعون را سرور خداگرايان و يا پيامبر اسلام را افسونگر ميخواندند، چه انتظاري است از حفظ حرمت شيعه آن ارواح پاك.
• او را استاد ميگوييم زيرا؛
- استادانه جهل و گمراهي و ريشه آن را و دروغ و پليدي را به ما نشان داد و ما را از آن برحذر كرد. اگر پيش از اين ميدانستيم دروغ كليد گناهان است اكنون ميفهميم چرا دروغ كليد گناهان است. او طعم درست زيستن را به ما چشاند و تشنه آن كرد.
- استادانه استعدادهاي نهفته و خاك گرفته در كنج روح و ذهن مان را شكوفا كرد.
- استادانه نهال عشق الهي را در دلمان آبياري كرد و دلسوزانه و عاشقانه آن را هرس كرد.
• او رادوست داريم؛
- زيرا قلبمان را از معرفت و عشق به خدا به لرزه انداخته است.
- زيرا او توانسته به يادمان بياورد كه معشوق ازلي هميشه چشم انتظار نگاه ما بوده و هست.
- زيرا او نگاه هاي عادت زده ما را از زمين به آسمان فراموش شده بازگرداند و چشم هايمان از نگاه منتظر خداي مان نمناك و باراني شد.
- زيرا او رام و تسليم خداست و آغاز و پايان تعليمش همين است.
• او را خالق فتاح ميگوييم ؛
- زيرا با ديدن او و شنيدن سخنانش ، افقي تازه در زندگي مان گشوده شده است. افقي طربناك و با طراوت از حس زندگي و زنده بودن در متن زندگي فارغ از روز مره گي ها و روزمرگي هاي مرسوم.
- زيرا اسلام ناب محمدي و شيعه جعفري، طريق تفكر و تعقل است و او استادانه به ما تفكر را آموخت تا مسايل مختلفي را كه درگيرشان بوده ايم، هستيم يا ميشويم را با قدرت تفكر و انديشه حل كنيم و قله ها و موانع راهمان را فتح كنيم.
• به او وفاداريم زيرا؛
- او بود كه وفاداري را به فهم ما درآورد. زيرا او تسليم و خدمتگزار خداست. زيرا او معلم و استاد ماست و اندك حق معلم بر شاگردش وفاداري است.
- استادانه نقشه زندگي متعالي را در ذهن و قلب مان حك كرده است. زندگي متعالي ، انديشه متعالي است، گفتار و كردار متعالي است. خداگرايي و خدا عاشقي است.
- استادانه پيله شرطي شدگي ها و قضاوتها و بدبيني ها را از هم دريد. او ما را از سرگشتگي بين عرفانهاي شرق و غرب رهانيد و به سوي اصل عرفان ناب، قرآن مجيد و اسلام ناب محمدي برگرداند وچه استادانه چنين كرد. عجبا كه حالا متهم به عكس آن ميشود! وقتي ابن زياد حرام زاده، امام حسين(ع) را دروغگوي دروغ زاده مينامد و يزيد هميشه ملعون را سرور خداگرايان و يا پيامبر اسلام را افسونگر ميخواندند، چه انتظاري است از حفظ حرمت شيعه آن ارواح پاك.
• او را استاد ميگوييم زيرا؛
- استادانه جهل و گمراهي و ريشه آن را و دروغ و پليدي را به ما نشان داد و ما را از آن برحذر كرد. اگر پيش از اين ميدانستيم دروغ كليد گناهان است اكنون ميفهميم چرا دروغ كليد گناهان است. او طعم درست زيستن را به ما چشاند و تشنه آن كرد.
- استادانه استعدادهاي نهفته و خاك گرفته در كنج روح و ذهن مان را شكوفا كرد.
- استادانه نهال عشق الهي را در دلمان آبياري كرد و دلسوزانه و عاشقانه آن را هرس كرد.
• او رادوست داريم؛
- زيرا قلبمان را از معرفت و عشق به خدا به لرزه انداخته است.
- زيرا او توانسته به يادمان بياورد كه معشوق ازلي هميشه چشم انتظار نگاه ما بوده و هست.
- زيرا او نگاه هاي عادت زده ما را از زمين به آسمان فراموش شده بازگرداند و چشم هايمان از نگاه منتظر خداي مان نمناك و باراني شد.
- زيرا او رام و تسليم خداست و آغاز و پايان تعليمش همين است.
• او را خالق فتاح ميگوييم ؛
- زيرا با ديدن او و شنيدن سخنانش ، افقي تازه در زندگي مان گشوده شده است. افقي طربناك و با طراوت از حس زندگي و زنده بودن در متن زندگي فارغ از روز مره گي ها و روزمرگي هاي مرسوم.
- زيرا اسلام ناب محمدي و شيعه جعفري، طريق تفكر و تعقل است و او استادانه به ما تفكر را آموخت تا مسايل مختلفي را كه درگيرشان بوده ايم، هستيم يا ميشويم را با قدرت تفكر و انديشه حل كنيم و قله ها و موانع راهمان را فتح كنيم.
• به او وفاداريم زيرا؛
- او بود كه وفاداري را به فهم ما درآورد. زيرا او تسليم و خدمتگزار خداست. زيرا او معلم و استاد ماست و اندك حق معلم بر شاگردش وفاداري است.
" انجمن مدافعان ایلیا"
+ نوشته شده در
ساعت توسط منتظران نور
|
